به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محسن تقیانی/// کمتر میتوان از یوسف حاتمیکیا سخن گفت و سایه نام پدر را نادیده گرفت؛ سایهای سنگین اما الهامبخش. گویی سینما برای او نه صرفاً یک انتخاب، که میراثی آموختهشده است. حاتمیکیای پسر، در غیاب پدر، با فیلمی پرکشش و نفسگیر پا به جشنواره گذاشته و نشان میدهد زبان درام را خوب میشناسد و به قواعد روایت مسلط است.
اسکورت برای نخستینبار به سراغ پدیده «شوتیسواری» میرود؛ پدیدهای که کمتر در سینمای ایران مجال روایت یافته است. فیلم با نگاهی پدیدارشناسانه، ریشههای اجتماعی این معضل را واکاوی میکند و تعطیلی واحدهای تولیدی، رکود کسبوکارهای کوچک و بیتوجهی ساختاری به کشاورزان، ماهیگیران و اقشار حاشیهنشین را بهعنوان زمینههای شکلگیری این بحران به تصویر میکشد. اسکورت در دام قضاوتهای شتابزده نمیافتد و ترجیح میدهد به جای شعار، واقعیت را به تماشاگر نشان دهد.
خلق صحنههای اکشن پرهیجان در جادههای بوشهر، تعقیبوگریزهای نفسگیر پلیس با شوتیسواران و ضرباهنگ تند روایت، انرژی بصری فیلم را بهشکل محسوسی بالا برده است. در دل این هیاهوی سرعت و خطر، قصهای عاشقانه میان یک سرباز و دختری شوتیسوار شکل میگیرد؛ عشقی که نه تزئینی است و نه تحمیلی، بلکه به درستی در بطن درام تنیده شده و به عمق انسانی روایت میافزاید.
شخصیتپردازی انسانی و باورپذیر، فیلمبرداری چشمنواز و حسابشده، موسیقی مؤثر و بازیهای حرفهای بازیگران، اسکورت را به اثری خوشساخت و تأثیرگذار بدل کردهاند؛ فیلمی که تماشاگر را از آغاز تا پایان با خود همراه میکند و نشان میدهد یوسف حاتمیکیا، اگرچه فرزند نامی بزرگ است، اما در مسیر ساختن هویت مستقل سینمایی خود گامهای جدی برداشته است.



